چرا آرسنال کنترل می‌کند و چلسی ضدحمله می‌زند؟
چرا آرسنال کنترل می‌کند و چلسی ضدحمله می‌زند؟
آرسنال میکل آرتتا فصل 2026/27 را با سه برد، بدون دریافت حتی یک گل و با نشانه‌هایی روشن از کنترل بیشتر آغاز کرده است

راز فوتبال عجیب چلسی در آغاز فصل
حاشیه ورزش – در سوی دیگر، چلسی ژابی آلونسو با وجود شروعی پرگل، هنوز در جست‌وجوی تعادل میان مالکیت، ساختار دفاعی و فوتبال انتقالی است. تقابل آرسنال و چلسی می‌تواند نبردی میان دو فلسفه متفاوت باشد: کنترل آرتتا در برابر آشوب آلونسو.

مطلب حاضر بر اساس تحلیل جاناتان ویلسون در روزنامه The Guardian درباره نخستین تقابل لیگ برتری میکل آرتتا و ژابی آلونسو تهیه شده است؛ تحلیلی که تفاوت رویکرد تاکتیکی این دو مربی و شرایط متفاوت آرسنال و چلسی در آغاز فصل را بررسی می‌کند.

آرتتا و آلونسو؛ دو مسیر متفاوت از یک نقطه مشترک
کنترل در برابر آشوب؛ شاید هیچ عبارتی بهتر از این نتواند تفاوت ظاهری میان آرسنال آرتتا و چلسی آلونسو را توضیح دهد. یک تیم بر نظم، الگوهای دقیق و کنترل جزئیات بنا شده و تیم دیگر در هفته‌های ابتدایی بیشتر به فوتبال انتقالی، فضای باز و اتفاقات غیرقابل پیش‌بینی مسابقه تکیه کرده است.

این تضاد یادآور رقابت قدیمی پپ گواردیولا و یورگن کلوپ است؛ زمانی که فوتبال این دو مربی در نگاه اول دو برداشت کاملاً متفاوت از بازی به نظر می‌رسید. یکی نماینده نظم و کنترل بود و دیگری فوتبال پرشتاب و تهاجمی را نمایندگی می‌کرد. با گذشت زمان اما این دو مربی به یکدیگر نزدیک‌تر شدند؛ کلوپ از فوتبال بسیار پرشدت سال‌های حضورش در دورتموند فاصله گرفت و محافظه‌کارتر شد و گواردیولا نیز به‌تدریج از ایده‌آل‌گرایی مالکانه گذشته فاصله گرفت و به تیم‌هایی با کنترل کمتر اما غیرقابل‌پیش‌بینی‌تر رسید.

حالا می‌توان چنین تقابلی را میان آرتتا و آلونسو دید، هرچند تفاوت‌های مهمی میان این دو وجود دارد. این دو مربی حتی در مسیر رشد فوتبالی خود نیز نقاط مشترکی دارند؛ هر دو در رده‌های پایه آنتیگوکو در سن‌سباستین رشد کردند و تنها چهار ماه اختلاف سنی دارند.

آرسنال؛ تیمی که هنوز تسلیم وسوسه ریسک نشده است
آرسنال در دو هفته نخست فصل نشانه‌های بسیار روشنی از تسلط خود نشان داده است. این تیم هنوز گلی دریافت نکرده، کامیونیتی شیلد را از همان دقیقه اول در اختیار داشت و منچسترسیتی را با نتیجه 3-0 شکست داد؛ مسابقه‌ای که حتی می‌توانست با اختلاف بیشتری به سود آرسنال تمام شود. در نخستین بازی لیگ نیز آرسنال با همان نتیجه 3-0 از سد کاونتری عبور کرد. مقابل استون ویلا، شرایط کمی متفاوت بود و آرسنال به اندازه دو مسابقه قبلی مسلط نبود، اما همچنان بازی را با آرامش کنترل کرد و به‌تدریج فشار را افزایش داد تا بوکایو ساکا کمی پیش از رسیدن مسابقه به دقیقه 60 گل برتری را به ثمر برساند.

این رویکرد اتفاقی نیست. آرتتا طی هفت سال حضورش در آرسنال، بیش از پیش به مربی‌ای تبدیل شده که می‌خواهد همه چیز را کنترل کند؛ نه فقط با مدیریت جزئیات، بلکه از طریق انتظارات بسیار دقیق از بازیکنانش. در سومین فصل متوالی که آرسنال لیگ برتر را در رتبه دوم به پایان رساند، آرتتا بارها درباره ضرورت کاهش xG حریف صحبت می‌کرد؛ حتی اگر ممکن باشد، رساندن آن به صفر. منطق ساده بود: اگر حریف موقعیتی نداشته باشد، نمی‌تواند گل بزند و اگر گل نزند، نمی‌تواند پیروز شود.

فصل گذشته؛ کنترل به قیمت زیبایی؟
این تأکید روی کنترل در فصل گذشته کمتر شنیده شد، اما آمار نشان داد آرسنال عملاً در همین مسیر حرکت کرده است. توپچی‌ها تعداد فرصت‌های حریفان را کاهش دادند و 7 گل کمتر از فصل قبل دریافت کردند. منتقدان البته همیشه چنین فوتبالی را نمی‌پسندند. برخی به دلایل زیبایی‌شناختی از آرسنال انتقاد کردند و وابستگی تیم به ضربات ایستگاهی و دوره‌هایی از بازی کاملاً عمل‌گرایانه را زیر سؤال بردند. اما نتیجه نهایی روشن بود: آرسنال بهترین تیم لیگ بود و در نهایت با فاصله‌ای نسبتاً راحت قهرمان شد.

اینکه چنین فوتبال کنترل‌شده‌ای زیباست یا نه، تا حد زیادی به سلیقه بستگی دارد؛ اما از نظر نتیجه، رویکرد آرتتا جواب داده است. حالا سؤال این است که آیا آرسنال در فصل جدید قرار است آزادتر بازی کند؟ آیا با کنار رفتن فشار ناشی از انتظار برای قهرمانی، آرتتا اجازه خواهد داد تیمش ریسک بیشتری بپذیرد و فوتبال روان‌تر و تهاجمی‌تری ارائه دهد؟ و آیا چنین تغییری می‌تواند آرسنال را در اروپا نیز قدرتمندتر کند و شانس آنها را برای شکست پاری‌سن‌ژرمن افزایش دهد؟

چرا فینال لیگ قهرمانان معیار مناسبی نیست؟
احتمالاً پاسخ مثبت نیست. آرسنال در فینال لیگ قهرمانان به شکلی بازی کرد که بیشتر حاصل شرایط بود تا انتخاب تاکتیکی. خستگی نقش مهمی داشت. در فصل گذشته تنها 3 بازیکن پاری‌سن‌ژرمن بیش از 2,000 دقیقه در لیگ فرانسه بازی کرده بودند، در حالی که این رقم برای آرسنال 9 بازیکن بود. علاوه بر این، با توجه به تفاوت سطح لیگ برتر و لیگ یک فرانسه، دقایقی که بازیکنان آرسنال در زمین حضور داشتند، فشار بیشتری را به همراه داشت. در چنین شرایطی، انجام یک بازی کاملاً باز دشوار است.

پذیرفتن تأثیر خستگی اتفاقاً یکی از نقاط قوت بزرگ آرسنال بوده است. باشگاه در تابستان گذشته بیش از آنکه به دنبال خرید بالاترین سطح کیفی باشد، روی افزایش عمق ترکیب تمرکز کرد؛ اما رویکرد تابستان امسال متفاوت بود و آرسنال تلاش کرد در مناطقی که امکان داشت کیفیت تیم را ارتقا دهد. به نظر می‌رسد این کار در خط میانی و دفاع به خوبی انجام شده است. البته یک نگرانی هم وجود دارد: آرسنال 3 بازیکن قادر به بازی در سمت چپ خط حمله را از دست داده و تنها کریستوس زولیس را به این منطقه اضافه کرده است؛ هرچند انتظار می‌رود مکس داومن نیز نقش بیشتری پیدا کند. بنابراین ممکن است آرسنال این فصل فوتبال آزادتر و راحت‌تری ارائه کند، اما اگر بخواهیم از روی نشانه‌های فعلی قضاوت کنیم، بعید است اصل اساسی فوتبال آرتتا تغییر کند: کنترل همچنان در مرکز برنامه تاکتیکی او خواهد بود.

راز تفاوت آرتتا و آلونسو؛ چرا آرسنال کنترل می‌کند و چلسی ضدحمله می‌زند؟

چلسی آلونسو؛ آشوبی که شاید عمدی نباشد
شرایط چلسی پیچیده‌تر است. ظاهر آشفته دو بازی نخست تیم آلونسو احتمالاً چیزی نیست که سرمربی اسپانیایی از ابتدا برای آن برنامه‌ریزی کرده باشد. آلونسو را نمی‌توان مربی‌ای در مکتب کلوپ دانست. ریشه‌های فوتبالی او بیشتر به مربیانی مانند جان توشاک، رافائل بنیتس، ویسنته دل‌بوسکه و البته گواردیولا برمی‌گردد. این موضوع در دوران حضور او در بایر لورکوزن نیز قابل مشاهده بود؛ تیمی که هنگام قهرمانی در لیگ، 62 درصد مالکیت توپ داشت.

لورکوزن اگرچه پرس شدیدی انجام می‌داد، عضوی از جریان فوتبال پرسرعت و پرگردش توپ در بوندس‌لیگا محسوب نمی‌شد. اما چلسی در دو بازی نخست فصل جدید تصویری کاملاً متفاوت ارائه کرده است. چلسی در پیروزی 3-2 مقابل فولام تنها 38 درصد مالکیت توپ داشت و در برد 4-3 برابر برایتون فقط 26 درصد مالکیت را در اختیار گرفت. البته شرایط مسابقه در این آمار تأثیرگذار است. چلسی در هر دو بازی زود به گل رسید و پس از آن توانست توپ را در اختیار حریف بگذارد و روی ضدحملات کار کند. مثلث هجومی ژائو پدرو، کول پالمر و مورگان راجرز نیز در چنین شرایطی عملکرد بسیار خوبی داشته‌اند.

سیستم 3-4-2-1 آلونسو هنوز زمان می‌خواهد
با این حال، نشانه‌هایی از همان تعاملات تاکتیکی که در لورکوزن آلونسو دیده می‌شد نیز وجود دارد. تغییراتی که می‌تواند مانع از تبدیل شدن سیستم 3-4-2-1 او به ساختاری خشک و بلوکی شود؛ مشکلی که باعث می‌شود این سیستم در بسیاری از مواقع بیشتر مناسب تیم‌هایی باشد که قصد ضدحمله دارند. یکی از بهترین نمونه‌ها در دیدار مقابل فولام رخ داد؛ زمانی که مکسنس لاکروا از خط دفاع جلو آمد و زمینه‌ساز گل مورگان راجرز شد. اما چنین الگوهایی برای شکل‌گیری به زمان نیاز دارند. شاید برنامه فعلی آلونسو این باشد که تا زمانی که بازیکنان الگوهای تاکتیکی را کاملاً درک کنند، روی سادگی ساختار و امنیتی که دو هافبک محافظ جلوی سه مدافع مرکزی ایجاد می‌کنند تکیه کند.

مشکل اینجاست که این ایده هنوز کاملاً جواب نداده و بخشی از آن نیز به نفرات مربوط می‌شود. چلسی انزو فرناندز را فروخت، اما هافبک مرکزی دیگری به خدمت نگرفت و در نتیجه، با وجود ترکیب بسیار پرشمار باشگاه، در میانه میدان با کمبود گزینه مواجه شده است. اگر رومئو لاویا بتواند آماده بماند و اگر دقایق بازی ریس جیمز همچنان با مدیریت دقیق تقسیم شود، این مشکل شاید غیرقابل حل نباشد. اما مصدومیت زانوی مویسس کایسدو شرایط را دشوارتر کرده است؛ به‌خصوص که آلونسو هنوز حاضر نشده والنتین بارکو، هافبک 22 ساله آرژانتینی، را از ابتدا وارد ترکیب کند. بدون کایسدو، این خط میانی احتمالاً خلاقیت زیادی تولید نمی‌کند و حتی ممکن است در حفظ مالکیت توپ نیز با مشکل مواجه شود.

راز تفاوت آرتتا و آلونسو؛ چرا آرسنال کنترل می‌کند و چلسی ضدحمله می‌زند؟

آرسنال یا چلسی؛ کنترل در برابر آشوب؟
شاید دیدار روز یکشنبه برای چلسی از این جهت متفاوت باشد که آنها وارد مسابقه‌ای می‌شوند که انتظار نمی‌رود برنده آن باشند. در چنین شرایطی، حفظ شکل تیمی و انضباط تاکتیکی ممکن است آسان‌تر شود و زوج‌های تخریبی میانه میدان نیز طبیعی‌تر به نظر برسند. اگر چلسی بتواند بازی را به نبردی فرسایشی در میانه زمین تبدیل کند، جایی که نتیجه با توانایی خطوط حمله دو تیم در استفاده از اشتباهات و فضاهای ایجادشده تعیین شود، شاید بتواند برای خود برتری بسازد.

در آن صورت، مسابقه می‌تواند به همان تصویر اولیه شبیه شود: کنترل در برابر آشوب، مالکیت در برابر توپ‌گیری و انتقال سریع. اما برای آلونسو، چنین رویکردی بیشتر از آنکه یک ایدئولوژی باشد، مسئله‌ای از جنس اجبار و شرایط مسابقه است. او الزاماً نمی‌خواهد چلسی همیشه بدون توپ بازی کند؛ بلکه شرایط فعلی تیم و ویژگی‌های نفراتش ممکن است او را به سمت چنین فوتبالی سوق داده باشد.

در طرف مقابل، آرتتا تقریباً هفت سال است که روی کنترل کار می‌کند و حالا تیمی در اختیار دارد که هم عمق بیشتری دارد و هم کیفیتش در چند منطقه ارتقا یافته است. بنابراین اگر آرسنال همچنان به کنترل مسابقه و کاهش موقعیت‌های حریف ادامه دهد، نباید آن را نشانه محافظه‌کاری دانست؛ این همان فلسفه‌ای است که قهرمانی فصل گذشته را برای آنها به ارمغان آورد. در نهایت، جذابیت اصلی این نبرد در نتیجه خلاصه نمی‌شود. تقابل آرسنال و چلسی فرصتی است برای دیدن اینکه دو مربی با پیشینه‌ای نزدیک اما برداشت‌هایی متفاوت از فوتبال، چگونه با یک مسئله مشابه روبه‌رو می‌شوند: چطور باید بازی را کنترل کرد، بدون اینکه کنترل به محدودیت تبدیل شود؟

  • نویسنده : مهدی جوانی
  • منبع خبر : طرفداری