پیشنهاد ایتالیا گواردیولا را وسوسه کرد
پیشنهاد ایتالیا گواردیولا را وسوسه کرد
سطوره فوتبال ایتالیا دوره‌ای کوتاه و بسیار خبرساز را به‌عنوان مدیر فنی تیم ملی کشورش سپری کرد، جایی که وظیفه داشت یک سرمربی جدید برای آتزوری بیاورد اما در نهایت نه گزینه‌اش به نیمکت ایتالیا رسید و نه کار خودش ادامه پیدا کرد.

حیف شد، واقعاً حیف شد!

حاشیه ورزش | پائولو مالدینی می‌گوید که پپ گواردیولا به در دست گرفتن هدایت تیم ملی ایتالیا بی‌میل نبود.

پائولو مالدینی در مصاحبه‌ای مفصل با روزنامه کوریره دلا سرا، درباره اتفاقات هفته‌های اخیر و دوران کوتاه حضورش در سمت مدیر فنی تیم ملی ایتالیا صحبت کرد. اسطوره میلان از اختلافات با رئیس فدراسیون فوتبال ایتالیا، انتخاب آندر آ پیرلو، مذاکرات با کارلو آنچلوتی و پپ گواردیولا و همچنین دلایل استعفای خود پرده برداشت و تأکید کرد که برای بازسازی فوتبال ایتالیا به یک پروژه بلندمدت نیاز است.

شخصیت سرسخت و آزادی در تصمیم‌گیری
این دیگران هستند که درباره من قضاوت می‌کنند و نمی‌توانم همه را راضی نگه دارم. چیزی که برای من اهمیت دارد این است که کارها را درست انجام بدهم و حرف‌هایم را شفاف بزنم. کسانی که با من کار کرده‌اند، هم‌تیمی‌هایم و همکارانم در پنج سالی که در میلان مدیر بودم، من را به‌خوبی می‌شناسند.

اگر کسی که تلاش می‌کند از جایگاه خودش دفاع کند و مسئولیت‌هایش را انجام دهد، سرسخت محسوب می‌شود، من سرسختم. اگر کسی که مسئولیت‌هایش را می‌پذیرد، تلاش می‌کند برنده شود و شکست را هم قبول می‌کند، سرسخت است، پس من سرسختم.

من خوش‌شانس هستم، چون ۲۵ سال به شکل حرفه‌ای فوتبال بازی کردم و به صندلی و جایگاه وابسته نیستم. در تصمیم‌هایم احساس آزادی زیادی می‌کنم. خدا را شکر که نیاز مالی ندارم. چیزی که باعث می‌شود یک مسئولیت را بپذیرم، امکان انجام دادن آن و کمک کردن است. متأسفم اگر این مسئله به‌عنوان غرور یا سرسختی دیده می‌شود. اما اگر مسئولیتی را برعهده می‌گیرم، احساس می‌کنم باید آن را به بهترین شکل انجام دهم چون وظیفه‌ای بر گردن من است.

پیشنهاد مالاگو برای حضور در تیم ملی
مالاگو (رئیس فدراسیون فوتبال ایتالیا) در عید پاک با من تماس گرفت و گفت: «ممکن است رئیس فدراسیون فوتبال ایتالیا شوم و تو کسی هستی که دوست دارم کنار خودم داشته باشم. من هم اعلام آمادگی کردم. برای من در فوتبال فقط دو چیز وجود دارد: میلان و تیم ملی.

بعد از آن دیگر هیچ خبری از او نشنیدم. روز قبل از انتخابات دوباره تماس گرفت و گفت: «فردا رأی‌گیری داریم، احتمال خوبی وجود دارد که من برنده شوم و دوست دارم تو هم در این پروژه باشی.» من جواب دادم: «صحبت می‌کنیم». موضوع فقط احیای تیم ملی نبود؛ ما باید فوتبال ایتالیا را از نو می‌ساختیم.

همکاری با لئوناردو و ایجاد پست مدیر فنی
لئوناردو دوست من است و ما ارزش‌ها و اصول مشترکی داریم. لئو توانایی‌های سازمانی بسیار خوبی دارد و درک بسیار خوبی هم از من دارد. بنابراین کار را شروع کردیم. به این فکر کردیم که یک نقش جدید ایجاد کنیم: مدیریت فنی. مدیریت فنی هرگز بخشی از ساختار سازمانی تیم ملی نبوده است. پیش از این، سرمربی مستقیماً به رئیس فدراسیون گزارش می‌داد. اما این درست نبود؛ سرمربی باید بتواند با رئیس فدراسیون مشورت کند.

اختلافات و تصمیم به استعفا
بعداً توافقات تغییر کرد و در نتیجه تنها کاری که می‌توانستیم انجام دهیم، استعفا بود. یا بهتر بگویم، تصمیم گرفتیم آن قرارداد چهار ساله که شروعش از ماه اوت بود را نپذیرفتیم. اولین چیزی که پرسیدم این بود: چه کسی سرمربی را انتخاب می‌کند؟ مالاگو پاسخ داد: «شما سرمربی را انتخاب می‌کنید و من آن را تأیید می‌کنم.» این توافق ما بود. بعد یک سری از اتفاقات باعث شد این موضوع تغییر کند.

پروژه ۸ تا ۱۰ ساله برای فوتبال ایتالیا
پروژه‌ای را توضیح دادم که بر دو مسیر متفاوت متمرکز بود. بازسازی فوتبال ایتالیا زمان می‌برد. پرورش استعدادهای جدید و ایجاد یک ذهنیت جدید، فرایندی طولانی است. ما باید یک جنبش جدید ایجاد می‌کردیم که تمام بخش‌های فدراسیون را درگیر کند؛ سری آ، سری بی، سری چی، فوتبال آماتور، انجمن مربیان، انجمن بازیکنان و انجمن داوران.

در کنار این مسیر، مسیر دیگری هم وجود داشت؛ قطار دیگری که باید خیلی سریع‌تر حرکت می‌کرد. چون در کمتر از دو ماه باید مقابل بلژیک، ترکیه و فرانسه در لیگ ملت‌ها بازی می‌کردیم. ما باید هم برای فردا آماده می‌شدیم و هم امروز نتیجه می‌گرفتیم. باید دوباره شروع به نتیجه گرفتن می‌کردیم.

تنها موضوعی که در لیگ درباره آن با شک و تردید مواجه شدم، مسئله زمان‌بندی بود. اما این همان بازه زمانی‌ای بود که ما بر اساس تجربه قدرت‌های بزرگ فوتبال، یعنی انگلیس، فرانسه و اسپانیا، و همچنین کشورهایی که فوتبالشان را بازسازی کرده‌اند، مثل سوئیس، تخمین زده بودیم.

این بازسازی به همکاری همه بخش‌ها نیاز داشت؛ همه باید با یکدیگر صحبت می‌کردند و به هم کمک می‌کردند. جام جهانی چهار سال دیگر است و مسابقات قهرمانی اروپا دو سال دیگر برگزار می‌شود. من به‌خوبی می‌دانم که اگر به جام جهانی صعود نمی‌کردیم، شکست خورده بودیم. شاید منصفانه نباشد، اما واقعیت همین است. باید همین حالا برنده شویم، اما هم‌زمان باید برای آینده هم آماده شویم.

چرا آندره‌آ پیرلو را انتخاب کردیم؟
ایده ما به مسائل فنی مربوط بود؛ به فوتبال هجومی و ایجاد تغییر نیاز داشتیم. ایتالیا در بسیاری از زمینه‌ها عقب مانده است. می‌خواستیم تمرین بازیکنان نه بر پایه افراط در مسائل تاکتیکی، بلکه بر تکنیک و ذهنیت هجومی استوار باشد. همچنین می‌خواستیم یک مربی جوان داشته باشیم که تجربه حضور در تیم ملی را داشته باشد.

دنیله دروسی و فابیو گروسو هم بین گزینه بودند
علاوه بر پیرلو، نام‌های دیگری هم مطرح بودند؛ دنیله دروسی و فابیو گروسو. هر سه نفر قهرمان جهان بودند. با این وجود، رئیس فدراسیون به ما گفت که بر اساس توافقاتی که به انتخاب او منجر شده بود و همه باشگاه‌ها به‌جز لاتزیو از آن حمایت کرده بودند، ما نمی‌توانستیم سراغ مربیان تیم‌های سری A برویم.

بنابراین دروسی و گروسو از جمع گزینه‌ها کنار گذاشته شدند. البته من این مسئله را درک می‌کنم. در پایان ماه ژوئیه، تیم‌ها وارد اردو شده‌اند و تغییر مربی در آن مقطع دشوار است. مالاگو به ما گفت: «این کار امکان‌پذیر نیست». بنابراین پیرلو را انتخاب کردیم. تیاگو موتا؟ نه، چنین نامی در میان گزینه‌های ما نبود.

پیرلو برای پروژه آینده انتخاب شده بود
اینکه پیرلو یک سرمربی برنده است یا نه، یک قضاوت شخصی است. ما می‌خواستیم یک مربی جوان داشته باشیم که پروژه را بپذیرد و بتواند یک دوران حرفه‌ای در بالاترین سطح داشته باشد. از نظر فنی، وقتی با پیرلو صحبت می‌کنم، او را فردی بسیار آماده می‌بینم. اگر یک مدیر فنی و یک مشاور فنی در کنار او بودند و از او حمایت می‌کردند، او مربی ایده‌آلی برای این پروژه بود.

دو سرمربی اخیر که قهرمان جام جهانی شده‌اند را ببینید، اسکالونی و دلافوئنته، آن‌ها با چه کارنامه‌ای روی نیمکت تیم خودشان نشستند؟ اگر همه‌چیز را به مربی روی نیمکت ربط دهید، فقط به امروز نگاه می‌کنید و نه به فردا. ما همان کشوری هستیم که سه دوره متوالی است نتوانسته به جام جهانی برسد.

تماس با کارلو آنچلوتی
ما با بهترین مربی ایتالیایی تاریخ، دوست نزدیکم کارلو آنچلوتی، تماس گرفتیم. او پاسخ داد که برزیل بار دیگر اعتماد کامل خود به او را اعلام کرده است و برای ما آرزوی موفقیت کرد و خداحافظی کرد. لازم بود که این تماس را برقرار کنیم.

مذاکرات با پپ گواردیولا
گواردیولا نماد فوتبال فنی و هجومی است. از طریق چند دوست مشترک، متوجه شده بودیم که او علاقه دارد روزی هدایت یک تیم ملی را بر عهده بگیرد. ما در بارسلونا به ملاقات او رفتیم. با هم ناهار خوردیم و یک روز کامل صحبت کردیم.

او بسیار وسوسه شده بود. خیلی به پذیرفتن پیشنهاد نزدیک شد. حتی شروع کرد به نوشتن ترکیب تیم روی کاغذ. اصلاً بحث پول مطرح نبود. پپ خیلی شفاف به ما گفت: «یک یورو کمتر از چیزی که مربی قبلی می‌گرفت به من بدهید، من آماده‌ام».

چرا گواردیولا پیشنهاد ایتالیا را رد کرد؟
دلیلش خستگی بود. گواردیولا یک پروژه 10 ساله و بسیار سخت را در لیگ برتر انگلیس به پایان رسانده بود. او عمل جراحی کمر هم انجام داده بود و می‌خواست استراحت کند. البته مذاکره ما بسیار جدی بود. درباره تیم‌ها، از رده زیر ۱۷ سال به بالا، مطالعه کردیم. پس از آن سراغ پیرلو رفتیم. مالاگو از همه چیز خبر داشت و ما مرحله‌به‌مرحله او را در جریان قرار می‌دادیم.

ماجرای ارتباط پیرلو با سایت شرط‌بندی
این مسئله قطعاً تأثیر داشت. ما از آن خبر نداشتیم. افکار عمومی کار خودش را کرد. اما از نظر قانونی هیچ چیزی وجود نداشت که مانع مربیگری آندره‌ آ در تیم ملی شود. قطعاً از این موضوع به شکلی کاملاً اغراق‌آمیز استفاده شد. پیرلو حاضر بود رابطه‌اش با شرکت شرط‌بندی روسی را پایان دهد.

او فرد بسیار صادقی است و شایسته چنین جنجالی نبود. به قانون اخلاقی و قانون کرامت اشاره کردند. اما اگر واقعاً تمایل وجود داشت که او قرارداد سرمربیگری تیم ملی را امضا کند، هیچ مانع قانونی‌ای وجود نداشت.

مخالفت مالاگو با ادامه کار پیرلو
او با من و لئوناردو تماس گرفت و گفت: «از نظر من، دیگر نمی‌توان پیرلو را استخدام کرد. از امروز من تصمیم می‌گیرم سرمربی چه کسی باشد. از امروز قوانین تغییر می‌کنند؛ من تصمیم می‌گیرم چه کسی مربی باشد و شما آن را تأیید می‌کنید». اگر من مسئول هستم و وظیفه‌ای روی دوشم دارم، شنیدن چنین چیزی برای من غیرقابل قبول است.

ما ۲۴ ساعت وقت گذاشتیم و استعفای خودمان را ارائه کردیم؛ آن هم در شرایطی که قرارداد هنوز شروع نشده بود. نمی‌دانم این رفتار سرسختانه یا متکبرانه بود یا نه. من به شکل دیگری به این مسائل عادت دارم. دیگر شرایط لازم برای اعتماد متقابل جهت انجام کاری که بسیار بزرگ اما در عین حال هیجان‌انگیز بود، وجود نداشت.

روبرتو مانچینی و آنتونیو کونته
من برای روبرتو مانچینی احترام زیادی قائلم، اما برنامه ما متفاوت بود. ما یک مربی جوان و جدید می‌خواستیم. مانچینی و کونته هر دو سرمربیان بزرگی هستند و این موضوع هیچ ارتباطی با مسئله دوستی ندارد.

بزرگ‌ترین حسرت مالدینی
حسرتی دارم که تا آخر عمر با خودم حمل خواهم کرد. من مسئولیتی سنگین را پذیرفته بودم که با گذشت روزها تقریباً به یک رؤیا تبدیل شده بود: اینکه برای نسل‌های آینده کاری انجام بدهم و ایتالیایی قدرتمند بسازم.

این رویا به پایان رسید، اما رویای زیبایی بود؛ به‌خصوص به خاطر آدم‌های زیادی که پیدا کردم و حاضر بودند برای آن کار کنند. گواردیولا مدت زیادی درباره تأثیری که کرویف بر فوتبال اسپانیا گذاشت، با ما صحبت کرد. دو سال همه علیه کرویف بودند. اما اگر اسپانیا امروز در حال تولید استعدادهای جدید است، این اتفاق تا حد زیادی به دلیل راهی است که کرویف ایجاد کرد.

ما نمی‌خواهیم خودمان را با او مقایسه کنیم. اما مسیر ما هم قرار بود همین باشد؛ مسیری دشوار و طولانی که می‌توانست هویت فوتبال ایتالیا را تغییر دهد. حیف شد. واقعاً حیف شد.

  • نویسنده : علی آقااحمدی
  • منبع خبر : طرفداری